از روزهای تلخ

از روزهای تلخ

روزنوشته‌های درخت سربلند پر غرور
از روزهای تلخ

از روزهای تلخ

روزنوشته‌های درخت سربلند پر غرور

تماس و حرف جدی

به بخش نظرات برین، نظراتی که روی این پست میدین، تایید نمی‌شن :)

۰۲ - من برگشتم

و علیکم .

۱- دلم براتون چقدر تنگ شده! چقدر تنگ شده! خوبین؟ اول از همه نفری بیایین یه بغل بهم بدین . لطفا از حالتون بگین.  برام تو نظرات بنویسین. دلم براتون خیلی تنگ شده بود. نمی‌دونم چرا بلاگ‌اسکای یه هو بسته شد و باز نشد. بیایید با هم کلی حرف بزنیم . بیایین :)

۲- توی این مدت، سایتم رو درست کردم، سیگار رو ترک کردم، تراپیست رفتم، پروژه انجام دادم پول تراپیست‌ها رو دادم، عوض شدم، از اول ۱۴۰۵ آدم جدیدی شدم، خیلی چیزهام عوض شد،  حالا در ادامه آشنا می‌شین . من قوی‌ام ولی ... بریم ببینیم چی میشه . الان فعلا من نمی‌خوام حرف بزنم. می‌خوام شما بیایین و حرف بزنین ..

۰۱ - شب اول


سلام. این اولین پست منه، توی این وبلاگ میخوام مثل یکی از دوستای قدیمیم بنویسم. اینجا از روزانه‌ها و دغدغه‌هام می‌نویسم. اینجا آزادی بیشتری دارم.

پیرزن عجوز بدقواره، بلاگفا منتظره همه سرویسهای وبلاگ نویسی بمیرن تا بتازونه! اما کور خونده. ما هستیم و نفس می‌کشیم. 

من ارتباطاتم با هر شخص حقیقی و حقوقی را انکار می‌کنم! و هدف از ساخت اینجا، اینه که دوستان جدید پیدا کنم.

این شما و این من!!